پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387

مشارکت و فعاليت های دانشجويان، مجتبی بيات

به نام خدا

مقدمه
در اين متن به دنبال اين هستيم که با شناخت مفهوم مشارکت (participation)، به اين پرسش پاسخ دهيم که آيا می توان فعاليت های دانشجويی را مشارکت ناميد؟ بدين منظور ابتدا مفهوم مشارکت را وا می کاويم، سپس فعاليت های دانشجويان را با توجه به اهداف در سه دسته صنفی، فرهنگی و اجتماعی ـ سياسی مورد بحث قرار می دهيم. آنگاه در پايان به سوال مورد بحث پاسخ خواهيم داد.

مشارکت
تاريخ حيات انسان تاريخ همکاری و ستيز است. زمانی که نخستين بار انسان دريافت که می تواند با تجميع توان خود با ديگری بر آن ديگری فائق آيد مشارکت زاده شد. دموکراسی آتن تبلور خواست شهروندان در تعين سرنوشت خود بود. نابرابری ذات آن بود، همچنان که همکاری و مشارکت در قدرت توسط هم پايگان، از سياست آتنی متولد شد. از انباشت تجربه ی تاريخی بشر، مشارکت در مفهوم امروزی خود متبلور شد. امروزه مشارکت در بستر جامعه ای دموکراتيک و مدنی صورتی نهادمند به خود می گيرد. در جامعه مدنی تشکل های مستقل از دولت در شرايط برابر و برخوردار از اطلاعات و امکانات مساوی زمينه مشارکت افراد در امور مربوط به خودشان را فراهم می سازند.
فرهنگ انگليسی آکسفورد مشارکتparticipation را به عنوان «عمل يا واقعيت شرکت کردن، بخشی از چيزی را داشتن يا تشکيل دادن» دانسته است. (رهنما: ۱۳۷۷ ، ۱۱۵) موسسه تحقيقاتی ملل متحد برای توسعه اجتماعی مشارکت را «کوشش های سازمان يافته برای افزايش کنترل بر منابع و نهادهای نظم دهنده در شرايط اجتماعی معين از سوی برخی از گروه ها و جنبش هايی که تا کنون از حيطه اعمال چنين کنترلی محروم و مستثنی بوده اند» تعريف می کند. (غفاری: ۱۳۸۰ ، ۳۷) بر مبنای اين تعريف توانمند سازی گروهای محروم و جدا افتاده جهت ورود آنها به فرايند مشارکت در تصميم سازی و نظارت بر امور مربوط به خود، از اهميتی فزاينده بر خوردار می باشد. مجيد رهنما با رويکردی توسعه ای ورود مردم به عرصه تصميم سازی و کنترل را مستلزم توجه به پيش فرضهای «مشارکت مردمی» شامل: غلبه بر موانع موجود در مسير مشارکت مردم در توسعه، ترجيح راهبرد مشارکت بر ساير راهبردهای توسعه، و امکان سازمان يابی مردم در جهت تامين مقاصد خويش، می داند. (رهنما: همان، ۱۲۱ و ۱۲۲) همچنين مشارکت را فرايندی دانسته اند که طی آن فرد از طريق «احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن» به طور ارادی به فعاليت اجتماعی دست می يازد. (کمانرودی: بی تا) مشخص بودن آمال و اهداف مشارکت کننده از رهگذر آگاهی وی نسبت به عواقب کنش خويش منجر به مشارکت فعالانه، داوطلبانه و ارادی مشارکت کننده می شود. در اينجا « مشارکت کنشی است که از رهگذر آن آحاد يک جامعه شرايط تحقق انتظارات خود را مهيا می سازند.» (تاجيک: ۱۳۸۴) بر اين مبنا مشارکت «تعهدی فعالانه، آزادانه و مسئولانه» است که به عنوان يکی از سازکارهای اعمال قدرت از درون جامعه برمی خيزد. (کائوتری:۱۳۷۹ ، ۶) در معنايی ديگر «آرنشتاين» مشارکت را فرايند سهيم شدن مردم در قدرت جهت تاثيرگذاری بر رفتار دولت می داند. از نظر وی مشارکت توزيع مجدد قدرت است که در سطوح مختلف اتفاق می افتد. (ايمانی جاجرمی: ۱۳۸۶) آرنشتاين هشت سطح مشارکت شهروندان را بر روی نردبانی موسوم به « نردبان مشارکت آرنشتاين» از يکديگر تفکيک و به نمايش می گذارد. ۱- کنترل شهروندی ۲- قدرت تفويض شده ۳- شراکت ۴- تسکين بخشيدن ۵- مشاوره ۶- اطلاع رسانی ۷- ‏درمان ۸- دستکاری وظاهر فريبی پله های نردبان آرنشتاين را تشکيل می دهند. «پايين ترين سطح، سطح مشارکت مبتنی بردستکاری وظاهر فريبی است و ‏بالاترين سطح، ‌سطح کنترل شهروندی است. در مرحله آخر يعنی درظاهر فريبی، تنها شکل مشارکت مورد ‏رعايت واقع می شود. اما سطح درمان سطحی است که دولت تصميم می گيرد که برای حل يک مشکل عده ای ‏وارد به حوزه قدرت شوند. سطح اطلاع رسانی سطحی است که براساس آن اطلاعاتی ارائه می شود تا ‏براساس پروژه ای که قدرت تعريف کرده، ديگران مداخله کنند. ولی بالاترين سطح کنترل شهروندی است که ‏براساس آن جامعه موضوع مشارکت را خودش طراحی، برنامه ريزی و اجرا و برای پيش روی آن مداخله ‏می کند.» (مدنی: ۱۳۸۶) در سطوح دستکاری و ظاهرفريبی، و درمان هيچ مشارکتی صورت نمی گيرد. مشارکت مردم در سه سطح اطلاع رسانی، مشاوره و تسکين صورتی ويترينی و نمايشی به خود می گيرد. و تنها می توان سه سطح کنترل شهروندی، قدرت تفويض شده و شرکت را به ترتيب نشان دهنده بيشترين قدرت شهروندی دانست. اين سه سطح مبين مشارکت شهروندان از طريق وارد شدن در جريان آگاهی است. در مجموع می توان گفت: وجه مشترک تعاريف ارائه شده عنصر آگاهانه و ارادی بودن در کنار تصيم سازی و کنترل افراد بر امورات مربوط به خويش از طريق مشارکت می باشد.

فعاليت های دانشجويان
فعاليت های دانشجويان در دوران کنونی را می توان بر مبنای اهداف آنها در سه وجه ترسيم کرد. اهداف صنفی؛ مطالبات مربوط به «حقوق دانشجو بودن» را در بر می گيرد. اهداف فرهنگی؛ به مطالبات گرايشی و تعلقیِ متعدد دانشجويان مربوط می شود. و اهداف اجتماعی ـ سياسی؛ به آن دسته از مطالبات دانشجويان که اهداف تاريخی آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی را در بر گرفته است، پاسخ می دهد.
اهداف صنفی: دانشگاه نهاد مدرنی است که در عصر تلاش برای زندگی بهتر بنا شده است. فعاليت های دانشجويی در چنين محيطی اهداف گذرا و در عين حال مهمی را برای آنها به وجود می‌آورد. اين اهداف را می توان به عنوان اهداف صنفی در جهت تلاش برای زندگی بهتر شناسايی و معرفی کرد. سبک زندگی دانشجويی مطالبه خاص خود را می‌طلبد که ناشی از حضور مستمر در نهاد مدرن دانشگاه است. سرعت فزاينده‌ی گسترش آگاهی همراه با تغيير و تحولات جهان مدرن اين جوانان را با چالشهای اساسی در قبال هويتشان مواجه ساخته است. از اين رو آنان در کنار تحصيل علم و دانش به طور مداوم در پی بازانديشی در هويت فردی و جمعی خويش هستند. دانشجويان از خلال بازانديشی در هويت خويش با مطالباتی مواجه می‌شوند که عموماً تلاش برای ارتقاء سطح زندگی روزمره آنان را در برمی‌گيرد.
وجه صنفی فعاليت های دانشجويان بيانگر علايق و نگرانيهای آنها در ارتباط با ماهيت دانشگاه، همراه با اعتراض نسبت به وضعيت اخلاقی حاکم بر جو عمومی دانشگاه است. در دهه اخيرشوراهای صنفی دانشجويی سعی داشته اند وظيفه پی گيری مطالبات صنفی را بر عهد بگيرند اما به دليل تلاش مسئولين دانشگاه ها جهت اعمال نفوذ در تصميمات شوراها و خدشه دار شدن استقلال آنها، عملا از ايفای نقش در پی گيری مطالبات صنفی بازمانده اند. لذا در دوران کنونی محدوديتهای سازمانی مرتبط با اهداف صنفی رنگ باخته و عموم دانشجويان خود را با اهداف صنفی درگير می‌يابند، و در نتيجه اقدام به فعاليت در راستای تحقق اهداف صنفی می کنند. ايجاد و گسترش فضاهای دموکراتيک در داخل دانشگاه جهت گفتگو، توجه به کيفيت زندگی صنف دانشجو، اعتراض به قوانين تبعيض آميز ميان دختران و پسران، اعتراض به ستاره دار کردن پيدا و پنهان دانشجويان منتقد، اعتراض به اخراج و ممانعت از تحصيل دانشجويان و اساتيد دگر انديش، اعتراض به زندانی کردن دانشجويان منتقد و دگرانديش، اعتراض به برخوردهای حذفی و امنيتی با فعالين دانشجويی، اعتراض به عملکرد امنيتی کميته های انظباطی، اعتراض و پايداری در برابر تحديد حيات تشکل های مستقل دانشجويی، اعتراض به پايين بودن سطح کيفی زندگی روزمره در محيط های دانشگاهی، اعتراض به پايين بودن کيفيت آموزشی در دانشگاه ها، اعتراض به قوانين دست و پاگير آموزشی و محدوديتهای بورکراتيک، اعتراض به فقدان آزادی های آکادميک و اعتراض به نبود آزادی‌‌های مدنی در داخل دانشگاه از مصاديق مطالبات صنفی دانشجويان می باشد. (بيات: ۱۳۸۶)
اهداف فرهنگی: گروه ديگری از فعالان دانشجويی اهداف فرهنگی را موضوع فعاليت های خويش قرار داده اند. فعالين دانشجويی مرتبط با اهداف فرهنگی نيز، در درون نهاد مدرنی به نام دانشگاه عمل می‌کنند؛ که پذيرای قشرهای متفاوتی از جوانان با ويژگيهای شخصيتی، فرهنگی و دينیِ متعلق به خاستگاههای مختلف اجتماعی است. اين گروه ها از طريق انتشار نشريات و تاسيس و عضويت در کانون های فرهنگی مطالبات خويش را پی گيری می کنند. فعاليت اين دانشجويان کمتر صورت اعتراضی و جنبشی به خود می گيرد. ويژگی مميزه اين دسته را می توان در تنوع و تعدد اهداف، و به تبع تنوعِ نوع فعاليت ها دانست. تشکيل کانون های تائتر، موسيقی، فيلم، گردشگری، تفريحی، دينی، قرآن، انديشه و ... را می توان در راستای اهداف فرهنگی فعالان دانشجويی دانست. فعاليت ها يی از اين دست مستلزم کسب مجوز از مسئولين دانشگاه ها می باشد؛ پس اعتماد سازی بين مسئولين دانشگاه و دانشجويان از لوازم ابتدايی فعاليت می گردد. در نتيجه فعاليت های فرهنگی نهادمند و تحت کنترل مسئولين دانشگاه ها انجام می شود. به دليل امکان کنترل پذيری آسان، معمولا مسئولين دانشگاه ها از اين گونه فعاليت های کنترل شده استقبال می کنند.
اهداف اجتماعی ـ سياسی: اهداف فعالين دانشجويی ايران در وجه سياسی ـ اجتماعی و در زمان کنونی بر مبنای شکافی پيگيری می شود. شکاف و دوگانگی بين دموکراسی و اقتدارگرايی مهمترين شکافی است که طی چند ده سال اخير توسط روشنفکران و نظريه‌پردازان مسائل ايران تبيين شده است. در واقع می‌توان شکاف و دوگانگی بين دموکراسی و اقتدارگرايی را با توجه به فراز و فرودهای فرايند ترميم اين شکاف به نفع مردم و دموکراسی، مولد و در عين حال جستجوگر گفتمان برای فعاليت های دانشجويی دانست.گفتمان حاکم بر وجه سياسی ـ اجتماعی فعاليت های دانشجويی در ساليان اخير بر آن بوده است تا از طريق تقويت عرصه عمومیِ جامعه مدنی به سمت تحقق اهداف تاريخی ـ آزادی ، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی ـ حرکت کند. شيوه عمل در چارچوب اين گفتمان؛ مبارزه مسالمت‌آميز مدنی است. در اين نوع مبارزه کاربرد خشونت تقبيح می‌شود و راه رسيدن به هدف از طريق راهکارهايی نظير: تشکيل گروه‌های فشار غير رسمی، عدم همکاری با جريانهای مقاوم در برابر تغيير، افشاگری، انتشار بيانيه‌ها و نامه‌های سرگشاده، تشکيل تشکلها و NGOها با هدف گسترش و تعميق آگاهی، دنبال می‌شود. در عرصه عمومی توجه به اقليتها و خرده فرهنگ های اجتماعی و سياسی از طريق برقراری ارتباط با آنها جهت آگاه کردنشان نسبت به امکان بهبود کيفيت زندگی‌شان مطرح می‌شود. حاملان وجه سياسی فعاليت های دانشجويی کنشگران دانشجوی مومن به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی هستند. اين حاملان با خاستگاه های اجتماعی متفاوت، از پايين ترين لايه‌های اجتماعی تا بالاترين آن را در بر می‌گيرند. پراکنش پايگاه اجتماعی ـ اقتصادی دانشجويان آنها را در برابر نيازها و مطالبات قشرهای متفاوت مردم قرار داده است. به طوری که جامعه از آنان انتظار شنيدن و بيان مطالبات خويش را دارد. دانشجويان با استفاده از اين فرصت همواره به تعميق و گسترش آگاهی در خاستگاه های اجتماعی خويش می پردازند. در واقع ارتباط دانشجويان با لايه های اجتماعی به آنان شمايل کنشگران سياسی ـ اجتماعی را بخشيده است. اين ارتباط که در عرصه عمومی به وقوع می پيوندد فرصت مناسبی را جهت ارتباط کنشگران دانشجو با جامعه و فعالين اجتماعی فراهم ساخته است. سازمانِ اين وجه از فعاليت های دانشجويی «دفتر تحکيم وحدت» و انجمنهای اسلامی عضو آن هستند. هرچند اقدامات سرکوبگرانه و در عين حال مهندسی شده ای در جهت ايجاد مانع در مسير دفتر تحکيم و انجمن های اسلامی صورت گرفته است، اما تعميق مطالبات سياسی ـ اجتماعی در ناخودآگاه و وجدان همبستگی ساز دانشجويان در کنار سياليت موجود در انجمن های اسلامی اين تلاش ها و اقدامات را با شکست مواجه ساخته است. فعالين دانشجويی ايران توجه دارند که نيروهايی در برابر مطالبات سياسی ـ اجتماعی، و به تبع آن تفوق دموکراسی بر اقتدار گرايی مقاومت می کنند. تجربه فعالين دانشجويی در مواجه با حاکميت نشان داده است که اين فعالين با اتخاذ عقلانيت استراتژيک ـ که در آن نيروهای مقابل، صاحب طرح و برنامه در جهت منافع خويش قلمداد می‌شوند، ـ توانسته اند ضمن بقاء به اهداف خويش نيز نزديک‌تر شوند. عقلانيت استراتژيک به حاملين مطالبات گوش زد می کند که می‌توانند با خوانش بازی حاکميت و طرح ريزی استراتژی و تاکتيک های مقتضی، بيش از پيش به اهداف خود نزديک‌تر شوند. (بيات: ۱۳۸۵)

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 

آيا می توان فعاليت های دانشجويان را مشارکت ناميد؟
برا ی پاسخ به اين پرسش بايد آنچه را که به عنوان فعاليت های دانشجويی آورديم به سنجه مفهوم مشارکت بسپاريم. بر مبنای تعاريف ارائه شده از مشارکت، عنصر آگاهی و ميزان تاثير گذاری بر قدرت حاکم در درون و خارج از دانشگاه از مولفه های کليدی مشارکت می باشند. هدف نهايی فعاليت های دانشجويی در وجوه صنفی و اجتماعی ـ سياسی، تاثير گذاری بر تصميم گيری ها و اعمال مسئولين است. با اين تفاوت که کنشگران صنفی بيشتر به دنبال تحميل خواسته های خويش بر مسئولين دانشگاه هستند و کنشگران اجتماعی ـ سياسی سعی در ايجاد تغييرات مسالمت آميز در ساختارهای اجتماعی ـ سياسی دارند. بر اين مبنا می توان فعاليت های دانشجويی را کنشی مشارکت جويانه قلمداد کرد. بسته به توان تاثير گذاری بر قدرت حاکم و ميزان پذيرش خواست دانشجويان از سوی حاکمان ( اعم از مسئولين دانشگاه و حاکمان سياسی ) کنش های صنفی و اجتماعی ـ سياسی مشارکتی دانشجويان در يکی از پله کان های «شراکت، قدرت تفيض شده و قدرت شهروندی» قرار می گيرند. بر مبنای نردبان مشارکت آرنشتاين نمی توان فعاليت هايی را که تحت کنترل و نظارت مسئولين انجام و اولويت را به خواست قدرتمندان می دهند، مشارکت ناميد. در واقع فعاليت های کنترل شده يا در پله کان های «دستکاری و درمان» که نمايشگر عدم مشارکت هستند قرار دارند و يا بر روی پله کان های «اطلاع رسانی، مشاوره و تسکين» که مشارکت را در ويترين به نمايش می گذارند، جای می گيرند. پس مادآمی که فعاليت های فرهنگی دانشجويان قابليت کنترل پذيری و اعمال کنترل توسط مسئولين را دارند، در زمره کنش های مشارکتی قرار نمی گيرند. به اعتقاد نگارنده فعاليت هايی که مستلزم اخذ مجوز از مسئولين و رعايت کامل خواست قدرتمندان است را نمی توان با سنجه مشارکت مورد تحليل قرار داد، بلکه می توان آنها را به عنوان فعاليت های جمعی با اهداف مشترک تعريف کرد.

مجتبی بيات
www.iist.blogfa.com
bayatmojtaba@gmail.com

منابع

۱) ايمانی جاجرمی، حسين/ مطالب ارائه شده در کلاس درس توسعه اجتماعی/ مقطع کارشناسی ارشد/ گروه توسعه/ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران/ ترم دوم سال تحصيلی ۸۶-۱۳۸۵.
۲) بيات، مجتبی/ گذار از بوروکراسی در دفتر تحکيم وحدت/ روزنامه شرق/ تهران ۱۷ خرداد ۱۳۸۵.
۳) بيات، مجتبی/ آميزش دو وجه/ پايگاه اينترنتی ادوارنيوز/ تهران ۱۷ آذر ۱۳۸۶ www.advarnews.us
۴) تاجيک، محمد رضا/ کاهش مشارکت بحران ساز است/ روزنامه ايران/ تهران ۲۲ خرداد ۱۳۸۴.
۵) رهنما، مجيد/ در ولفگانگ زاکس/ نگاهی نو به مفاهيم توسعه/ ترجمه: فريده فرهی و وحيد بزرگی/ مرکز/ تهران ۱۳۷۷.
۶) غفاری، غلامرضا/ بررسی موانع اجتماعی ـ فرهنگی موثر بر مشارکت اجتماعی ـ اقتصادی سازمان يافته (در قالب NGO ها) در جامعه روستايی ايران/ موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعی دانشگاه تهران/ تهران ۱۳۸۰.
۷) کائوتری، هوئين/در هوئين کائوتری و ديگران/ مشارکن در توسعه/ ترجمه: هادی غبرائی و داود طبائی/ روش/ تهران ۱۳۷۹.
۸) کمانرودی، موسی/ شهروند مداری و مشارکت/ پايگاه اينترنتی همشری آنلاين/ تهران بی تا www.hamshahri.net
۹) مدنی، سعيد/ مشارکت، توسعه، انتخابات/ روزنامه اينترنتی روزآنلاين/ تهران ۱۷ دی ۱۳۸۶ www.roozonline.com

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'مشارکت و فعاليت های دانشجويان، مجتبی بيات' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2010

Served by C#1 Server #1 in 0.007 seconds